تبلیغات
زندگی سخت - *****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****
 
زندگی سخت
سخته بخوای نبودن کسی رو باور کنی که میتونست باشه اما نخواست...
درباره وبلاگ


مُهم نیست!

که تـو با مـن چـه میکنـی

بیا ببیــن

"بـَرای تـو"

من با خـودم چـه میکنـم!


مدیر وبلاگ : مصطفی حدیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مصطفی حدیدی
شنبه 5 مرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی حدیدی

شعر به مناسبت شهادت حضرت علی (ع)

 

 

 

امام همام

 


آیا سحری به رنگ خون دیدی تو        محراب و تو منبری چنین دیدی تو
خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو       فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو

 

 

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

 


ان زاده کعبه و امین حرمین           افتاده میان خاک و خون دیدی تو
انکس که ستیز خیبر و بدر و احد      چون شیر بغرید چنین دیدی تو

 

 

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

 

 

ایا تو درون ظلمت شام سیاه        نان اور کودک یتیم دیدی تو
ایا دل پرز خون و گریان چشمی        از جور زمانه و زمان دیدی تو

 

 

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

 

او زخم تن و زبان که در طول زمان     با جان به خرید و دم نزد دیدی تو
ایا زمیان مردم کوفه و شام        مظلوم تر از علی کسی دیدی تو

 

 

 

شعر به مناسبت شهادت حضرت علی (ع)

 

 

«شعر به مناسبت شهادت حضرت علی (ع)»

 



دیشب سحر را باب محنت باز گردید        سوزو گداز مرغ شب آغاز گردید
دیشب درون سفره ی شب زنده داران      غم بود و ماتم بودو رنج و دردو حرمان

 

 

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

 

 

دیشب به منبر راز دل محراب می گفت       از صبح خونین گل مهتاب می گفت
دیشب درو دیوار کوفه داد میزد      فریاد از بی رحمی بیداد میزد

 

 

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

 

 

دیشب علی در عرش اعلی سیر می کرد         آهنگ رفتن از دیار غیر می کرد
دیشب فضا را غرق سوزو ساز می کرد     گه دیده را می بست و گاهی باز می کرد

 

 

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

 

 

دیشب قرارش همعنان درد می شد       رخساره ی با خون خزابش زرد می شد
دیشب حسن بر هم کف افسوس می زد    بر صورت خونین بابا بوس می زد

 

 

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

 


دیشب حسینش همچو باران اشک می ریخت /کز اشک او از چشم گردون رشگ می ریخت
دیشب به فکر میزبانی بود کلثوم      یادآور آن میهمانی بود کلثوم

 

 

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

 

 

دیشب به پشت پرده زینب زار می زد      از فرط غم سر بر درو دیوار می زد
دیشب فضا بوی گل مهتاب می داد       گویی که سقایی به ساقی آب می داد

 

 

*****شعر شهادت حضرت علی (ع)*****

 

دیشب اجل آهنگ سازو برگ می زد      پرونده ای را مُهر سرخ مرگ می زد
دیشب علی عزم دیار یار می کرد     عزم جدایی از درو دیوار می کرد

 


دیشب علی با فرق تا ابرو شکسته 

  می رفت نزد همسر پهلو شکسته






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 26 شهریور 1396 02:45 ق.ظ
My brother suggested I might like this web site.
He was entirely right. This post actually made my day. You cann't imagine simply how much time I had
spent for this info! Thanks!
یکشنبه 12 شهریور 1396 09:57 ب.ظ
There is certainly a great deal to find out about this issue.

I like all of the points you've made.
جمعه 25 فروردین 1396 03:36 ب.ظ
You should take part in a contest for one of the best blogs on the net.
I will recommend this blog!
یکشنبه 6 مرداد 1392 04:25 ب.ظ
EXELENT!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر